محمد مهدى ملايرى

92

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

آنجا هم عمر همان نهادهائى را پذيرفت كه خسرو انوشروان نهاده بود . « 1 » * * * توضيحى لازم براى رويدادهاى مهم آنچه در آن‌جا آمد اشاره‌اى مختصر به روىدادى مفصل و بسيار مهم بود كه هرچند در تاريخها ، در ذكر وقايع آن دوران ، يا خيلى به اجمال از آن گذشته و يا اصلا به آن اشاره نكرده‌اند و به همين‌سبب هم هاله‌اى از ابهام آن را فراگرفته كه خود بر بسيارى از مسايل تاريخى آن دوران هم پرده‌اى از ابهام افكنده است . ولى از آنجا كه رفع ابهام از اين رويداد يكى از گامهاى ضرورى است كه مىبايستى براى روشن شدن تاريخ آن دوران برداشته شود به خصوص كه آنچه در كتاب حاضر دربارهء تقسيمات ديوانى و كشورى دل ايران‌شهر خواهد آمد نمودارى است از همان نظام ديوانى ساسانى كه پس از آن دوران هم در همين تقسيمات همچنان باقى و برقرار مانده بود . از اين‌رو در اين‌جا سعى مىشود تا دربارهء آنچه در آن‌جا به اجمال گذشت توضيح بيشترى داده شود . در همان جلد اول اين هم به اجمال گذشت كه پس از شكست حملهء ابو عبيد ثقفى به ايران عمر تا يك سال سخنى از ايران به ميان نياورد ولى همين‌كه شنيد سرداران ايرانى دست از نفاق كشيده و اوضاع ايران رو به سامان نهاده و برخى از قبايل عربى هم كه به مناطق مرزى ايران رخنه كرده بودند از آنجا رانده شده و به داخلهء صحرا بازگشته‌اند بر آن شد تا پيش از آنكه آشفتگى ايران بر طرف شود حملهء ديگرى را به عراق ترتيب دهد « 2 » و در اثر اين تصميم ، عمر به تشويق قبايل عرب براى شركت در چنين حمله‌اى پرداخت ، و طبيعى بود كه براى تشويق آنها كه تازه دوران ردّه را پشت سر گذارده بودند به چيزهائى متوسل شود كه برانگيزنده آنها باشد . از اين‌رو هنگامى كه گروهى از قبيله ازد نزد او آمدند تا آنها را به جبهه شام

--> ( 1 ) . تاريخ و فرهنگ ايران . . . ج 1 ص 8 - 9 . ( 2 ) . تاريخ و فرهنگ ايران . . . ج 1 ص 406 .